ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

27

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

اتفيال ، و نسب را ذكر كرده شد ، فريدون بن اتفيال بن همايون [ 1 ] بن جمشيد الملك ، و مادرش فرى ريك بود ، دختر طهور ملك جزيره بسلاماجين ( كذا ؟ ) اندرونى و او را سه پسر بودند ، دو مهتر از شهرناز خواهر جمشيد ، و بروايتى گويند ايشان از دختر ضحاك زادند ، و كهترين پسر از ارنواز ( 17 - ب ) خواهر جم [ 2 ] و نام ايشان سلم و تور [ 3 ] و ايرج ، و نسب پادشاهان عجم بايرج باز شود ، و تركان بتور ، و قيصران را بسلم ، چنانك خود بجايگاه معلوم گردد . منوچهر بروايتى گويند از فرزندان تاج بن فريدون بو دست آنك رود مهران گشادست ، در شاهنامه گويد : فريدون دختر ايرج بخويشى داد و منوچهر بزاد ، و بروايتى گويند دختر ايرج هم دخترى بزاد و فريدون بزن كردش ، و منوچهر بزاد ، و در تاريخ جرير نسب وى چنين گويد : منوچهر بن مفسجر بن و ترك بن شروسك بن ايراك بن بيك بن فرسنك بن اشك بن فركوزك بن ايرج بن فريدون الملك [ 4 ] به همه روايت نبيرهء ايرج بودست ، و فرزندش طهماسب بود ، كه پدر بود [ ه‌ا ] ست زاب را ، و خود گفته مىشود ، ديگر پسر نودر بود ، پدر طوس و كستهم راست انداز . نوذر پسر منوچهر بود چنانك گفتيم ، در تاريخ حمزة الأصفهانى هيچ

--> [ ( 1 ) ] طبرى و حمزه ( همايون ) را ندارند طبرى مفصل‌تر ضبط كرده و گويد پدران فرويدون تا جمشيد ده تن اثفيان نام بوده‌اند و هر يك بيكى رنگ گاو ملقب بوده‌اند و همه را نام برده است . مسعودى : ابن اثفيان بن جمشيد . بيرونى : روايت طبرى را مصحف آورده ( طبرى ج 1 ص 227 ) . [ ( 2 ) ] طبرى اين دو زن را : اروناز و سنوار ( حاشيه - ارونان - ارونا و سيوار - تنوار ) ضبط كرده ( ص 205 ) . [ ( 3 ) ] طبرى : طوج . كذا بيرونى ، مسعودى : اطوج و سلم و ايراج و قال سقطوا الجيم و جعلوا النون بدلا منها فقالوا ايران الشهر و شهر الملك ، ( مروج الذهب ، قاهره ج 1 ص 97 ) دينورى : طوس ( اخبار الطوال ص 11 ) بجاى سلم : شرم و بجاى طوج طوژ ضبط شده است . طبرى جائى : سرم ( ص 433 ) . [ ( 4 ) ] طبرى : و هو منوشهر ؟ كاربه ؟ ( ح : كيازيه - كان به - كيازند ) ابن منشخورنر بن منشخواربغ بن ويرك بن سروشنك بن ايرك ( ابرك - اترك ) بن بتك ( بندهشن : بيتك ) بن فرزشك بن زشك بن فركوزك ( بندهش : فركوشك ) بن كوزك ( بند : كوشك ) ( ح : كوذل ) بن ايرج بن افريدون بن اثفيان بن پرگاو ( ليدن ج 1 - ص 431 ) .